هانی رستگاران، مشاور معاون گردشگری و دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر به مناسبت تشییع پیکر رهبر شهید در یادداشتی نوشت، در هندسه قدرت معاصر، ملتها بیش از آنکه با قدرت های سترگ نظامی شناخته شوند، با ظرفیت خود در تولید «قدرت اجتماعی» و «قدرت نمادین» سنجیده میشوند. تجربههای تاریخی نشان داده است که لحظههای سرنوشتساز یک ملت، نه فقط در میدانهای نبرد، بلکه در میدانهای همبستگی ملی شکل میگیرد؛ جایی که اراده جمعی، هویت مشترک و حافظه تاریخی در قالب یک کنش اجتماعی متجلی میشود.
آیینهای بزرگ تشییع امام امت مسلمان ایران، حضرت آیت الله العظمی امام شهید سید علی خامنهای که توسط پستترین موجودات زنده در جهان حاضر به آرزوی دیرینه خود رسیدند، از همین منظر، صرفاً مناسک بدرقه یک شخصیت تاریخی نیستند؛ بلکه عرصهای برای بازتولید سرمایه اجتماعی و بازتعریف نسبت مردم با آرمانها، هویت و آینده یک ملت به شمار میآیند. هرگاه میلیونها انسان با وجود تفاوتهای فکری، قومی، نسلی و اجتماعی حول یک نقطه مشترک گرد هم میآیند، در حقیقت بزرگترین سرمایه راهبردی یک کشور را به نمایش میگذارند؛ سرمایهای که نه قابل تحریم است، نه قابل خرید و نه قابل جایگزینی.
جامعهشناسان از این پدیده با عنوان «همافزایی هویتی» یاد میکنند؛ وضعیتی که در آن، یک رخداد عمومی، احساس تعلق را از سطح فردی به سطح ملی ارتقا میدهد و میان افراد، نوعی همبستگی فراگیر ایجاد میکند. این همبستگی، بنیان اعتماد عمومی و مهمترین منبع تابآوری ملی در برابر بحرانهاست. کشوری که بتواند در لحظات دشوار، سرمایه اجتماعی خود را فعال کند، در واقع یکی از مؤثرترین مؤلفههای امنیت ملی را تقویت کرده است.
در جهان امروز، نبردها بیش از آنکه در میدان جغرافیا جریان داشته باشند، در میدان ادراک و روایت شکل میگیرند. افکار عمومی جهانی، بخش مهمی از معادلات قدرت را رقم میزند و تصویر یک ملت، گاه بیش از توان اقتصادی و نظامی آن بر تصمیمات بینالمللی اثر میگذارد. از این منظر، اجتماعات بزرگ مردمی تنها یک رخداد داخلی نیستند؛ بلکه پیامی آشکار به جهان مخابره میکنند: جامعهای که هنوز قادر است حول ارزشهای مشترک خود به اجماع برسد، از ظرفیت بالایی برای بازسازی، مقاومت و استمرار برخوردار است.
تشییع پیکر امام شهید در چنین نگاهی، صرفاً پایان زندگی آن شخصیت برجسته فراملی نیست، بلکه آغاز بازتولید یک روایت تاریخی است. روایتها هستند که حافظه ملتها را میسازند و حافظه جمعی نیز مهمترین بستر شکلگیری هویت ملی است. به همین دلیل، آیینهای بزرگ ملی، بخشی از میراث ناملموس هر سرزمین محسوب میشوند؛ زیرا آنچه از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، تنها خاطره یک رویداد نیست، بلکه منظومهای از ارزشها، باورها، نمادها و تجربههای مشترک است.
قدرت واقعی، زمانی خلق میشود که یک ملت بتواند اندوه را به همبستگی، فقدان را به سرمایه اجتماعی و یک واقعه تاریخی را به حافظهای ماندگار تبدیل کند. این همان فرآیندی است که از آن میتوان با عنوان «تولید قدرت» یاد کرد؛ قدرتی که نه بر پایه اجبار، بلکه بر بنیان اعتماد، مشارکت، همدلی و تعلق شکل میگیرد.
شاید به همین دلیل است که آیینهای بزرگ تشییع، فراتر از یک مناسک مذهبی یا اجتماعی، به یکی از مهمترین رخدادهای تمدنی هر ملت تبدیل میشوند. این آیینها، اگر با روایتسازی صحیح، مشارکت آگاهانه مردم و ثبت در حافظه فرهنگی جامعه همراه شوند، میتوانند برای سالیان متمادی به عنوان یکی از منابع اصلی قدرت نرم، انسجام ملی و سرمایه اجتماعی ایفای نقش کنند.
باید پذیرفت که ملتهای بزرگ، قدرت خود را تنها در کارخانهها، اقتصاد یا تجهیزات نظامی تولید نمیکنند؛ بخشی از قدرت آنان در میدان فرهنگ، حافظه تاریخی و آیینهای وحدتبخش خلق میشود. از این منظر، تشییع شخصیتهای بزرگ ملی، بیش از آنکه بدرقه یک انسان باشد، تجلی استمرار یک اندیشه، نمایش وحدت یک ملت و آغاز فصل تازهای از تولید قدرت ملی است.
انتهای پیام/
نظر شما